خرید بک لینک

من
من «تصمیم» را در باغ دستهایم میکارم
«تبدیل» میشود. به عمل مینشیند،
آن وقت، شکوفهی این تصمیم مبدل،
میتواند از اشک،
از خون
از فریاد
مایهور شود.

استاد علی صفایی حائری

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 16:41

1. آنقدرها هم که همه فکر میکنند دنیای اطرافمان عوض نشده. هنوز اگر دانشجوی شریف و یو تی باشی قبولت دارند، هنوز به غایت مدرکگرایند، هنوز آن کنکور لعنتی تعیینکنندهست. امروز بعد از توییتم مبنی بر اظهار عجز از تصمیمگیری بین یک سال دیگر ماندن، و دانشگاه رفتن، یکی از بچههای تایملاین که کامپیوتر شریف

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 16:41

من
من «تصمیم» را در باغ دستهایم میکارم
«تبدیل» میشود. به عمل مینشیند،
آن وقت، شکوفهی این تصمیم مبدل،
میتواند از اشک،
از خون
از فریاد
مایهور شود.

استاد علی صفایی حائری

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 16:41

فقط چند ماه بعد از به دنیا آمدنِ من از این جهان رفتهای که به وعده «فمن یمت یرنی» برسی. تو را سر مزارِ علی خلیلی شنیدم. پانزده شانزده ساله بودم. صدات انگار از پسِ قرنها آمده بود، انگار پرتویی از صدای علی بود، جزئی از صدای علی بود. و بعد شدی کسی که با تمام تجرد و ازاینجهانرفتگیش، دست من را گرفت

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 16:41

باورم نمیشه مردی! مثل همون وقتی که باورم نمیشد کیلومترها اونطرفتر جهان با جابز خداحافظی کرد.

پاشو مریم. من منتظر بودم خوب شی لعنتی! من منتظر بودم خوب شی..

عکست زندهس! چشمات، نگاهت، گراف هفدهرأست، استادات، همکلاسیات، دفترت! لعنت بهت.. باورم نمیشه! دارم به پهنای صورت گریه میکنم و باورم نمیشه..

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 16:41

1. این مرگ مرا بیش از حد تصور به هم ریخت.. گفتن علتش هم از حوصله خارج است.. 2. من بد. پر از عیب. عوضی. اما هیچی. 3. مشکل همه با من و من با همه این است که من را نمیشناسند. طیف هجده ساله من را نمیشناسند. یکدولحظه از من دیدهاند، چند سال، چند ماه، انگار که من همین دیروز متولد شدهام

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 16:41

من
من «تصمیم» را در باغ دستهایم میکارم
«تبدیل» میشود. به عمل مینشیند،
آن وقت، شکوفهی این تصمیم مبدل،
میتواند از اشک،
از خون
از فریاد
مایهور شود.

استاد علی صفایی حائری

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 16:41

من از همه پولهای دنیا برای شخص خودم آنقدر میخواهم که بیدغدغه بروم انقلاب و قیمت پشت جلد کتابهایی را که جانم کنارشان جا میماند نگاه هم نکنم.

ماشینهاتان و آن لاکچریلایفتان ارزانی همه عقدههای تجمل.

اما شکی نیست ما باید اقتصاد پویا بسازیم.. همین ما!

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 16:41

از یک جایی به بعد دیگر گرمی نخوردن تنها کافی نیست. باید برای بچههاتان شرایط ازدواج فراهم کنید. حالا فراهم نکردید هم، لااقل مانع نباشید، کفایت است..

جلوی چشمهام غرق میشوند توی استکان؛ بچههایی که باید از دریاها میگذشتند..

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 16:41

1. هیجان موسیقی قطع به یقین، همیشه کاذب است. با این حال، Into You از لینکین پارک را میتوانم پلی کنم، دوچرخهام را بردارم، بروم در آن جاده موعود که هرشب قبل از انتقال به جهان خواب، یک لحظه با رنگ و بو و لمس به ذهنم خطور میکند، و تا آخر دنیا برانم. 2. یادم نیست از کسی خواسته باشم که دوست یا رفیق

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 4:04

من
من «تصمیم» را در باغ دستهایم میکارم
«تبدیل» میشود. به عمل مینشیند،
آن وقت، شکوفهی این تصمیم مبدل،
میتواند از اشک،
از خون
از فریاد
مایهور شود.

استاد علی صفایی حائری

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 4:04

1.

مصادیق شوآف را در بلاگ من یافته، و کامنت نمایید. باشد که بفهمیم چه چیز را شوآف نام میگذارید!

2.

میخواهم یک میانگین سنی بگیرم، و کمی بهتر بشناسم. اگر میشود تاریخ دقیق تولدتان را زیر این پست برایم بنویسید. کامنتها منتشر نخواهند شد.

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 4:04

من
من «تصمیم» را در باغ دستهایم میکارم
«تبدیل» میشود. به عمل مینشیند،
آن وقت، شکوفهی این تصمیم مبدل،
میتواند از اشک،
از خون
از فریاد
مایهور شود.

استاد علی صفایی حائری

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 4:04

من
من «تصمیم» را در باغ دستهایم میکارم
«تبدیل» میشود. به عمل مینشیند،
آن وقت، شکوفهی این تصمیم مبدل،
میتواند از اشک،
از خون
از فریاد
مایهور شود.

استاد علی صفایی حائری

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 4:04

1. من میتوانم به این عکس قسم بخورم. به خونهای روی لباس. به آن عزمی که پیرهن را بالا برده. به آن نگاه. به آن سربند. باطبی اینجا نمود کاوهست در زمان ما. انگار کاوهای برآمده باشد در برابر ضحاکی، زنده، شتابان، مهیج. با آن ابروهای کشیده، آن بینی خوشتراش، آن موهای رهاشدهی مشکی، چشمهای راسخ و لب

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 4:04

من
من «تصمیم» را در باغ دستهایم میکارم
«تبدیل» میشود. به عمل مینشیند،
آن وقت، شکوفهی این تصمیم مبدل،
میتواند از اشک،
از خون
از فریاد
مایهور شود.

استاد علی صفایی حائری

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 4:04

خب؛ من نه تنها تلگرام ریختم که ناشناس هم درست کردم.


https://telegram.me/harfbemanbot?start=NDA3NjYyMTY0



بعدا مینویسم دلایلم برای این کار چه بود.

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 16:59

دل درس حسابی ندارم دعات کنم. ازین حرفای قشنگ انگیزشی هم بلد نیستم.

حال خودمم چندان خوب نیست..



ولی از ته قلب دوستت دارم و دعات میکنم.

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 16:59

خدایا التماست میکنم تمومش کن.

خسسسسسسسته شدم..





هییییییچچچچچچی یادم نمیاد! واقعا هیچی یادم نمیاد..

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: پنجشنبه 15 تير 1396 ساعت: 23:48

دیشب تا صبح خوابم نبرد. عمومیهارو خوب زدم. دفترچه تخصصی رو دادن، ریاضی رو فکر کنم ۵۰-۶۰ زدم، حدود ۲۰-۳۰ درصد کمتر از چیزی که فکر میکردم میتونم. تا یه جاییش رو که زدم حالم بد شد و کلا شاید ۱۰ درصد فیزیک زدم.. حدود ۱ ساعت هم مونده بود به تموم شدن جلسه دیگه نتونستم (حالم به شدت بد بود و هوا به شدد

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: پنجشنبه 15 تير 1396 ساعت: 23:48

۱. بیشتر از دور روز تحمل شخص ثانی در اتاقم، بس طاقتفرساست. ۲. انگار اطرافیانم هنوز نخواستهاند با منِ امسالم کنار بیایند. هنوز باورشان نشده. نتایج که بیاید با ابعاد بهدردنخور احمقی از من مواجه میشوند، که خودم تازگیها کشفشان کردهام. ۳. فاطمه راست میگوید. ما دو تا روی هم معدنهای بزرگ اس

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 17:55

من
من «تصمیم» را در باغ دستهایم میکارم
«تبدیل» میشود. به عمل مینشیند،
آن وقت، شکوفهی این تصمیم مبدل،
میتواند از اشک،
از خون
از فریاد
مایهور شود.

استاد علی صفایی حائری

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 17:55

من
من «تصمیم» را در باغ دستهایم میکارم
«تبدیل» میشود. به عمل مینشیند،
آن وقت، شکوفهی این تصمیم مبدل،
میتواند از اشک،
از خون
از فریاد
مایهور شود.

استاد علی صفایی حائری

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 17:55

من خستهم. من تنهام. من هیچی نمیشم انگار. ها آسدمرتضا؟ هیچی نمیشم؟

چشاتو قربون؛ بیا باهام معامله کن. سر هرچی که بگی. مال معامله نمیخوامتها، ولی الان ته خطم. بیا باهام معامله کن آسدمرتضا. من دلم تابِ دیدن این چیزارو نداره..

آسدمرتضا؛ دوسم داشته باش. هرچقدم ناکار، هرچقدم خسته، هرچقدم..

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 19:52

یک لیوان بزرگ قهوه را ریختم روی فرش. در حال حاضر یک دیوانه اینجاست و مثلا آمده اینجا که درس بخواند. ولی کو درس؟ کشت من را با مسخرهبازیهاش. تازه تجربی هم هست.

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 19:52

عجب بچه جرئتمندی بودهام آن روزها. الان پوکیدهم. خالی خالی. پوچ پوچ. آرشیو، شهریور ۹۵ . بعد کنکور آرامتر که شدم، یک یادداشت مینویسم از بلاگ. بلاگی که الان باید نه ساله میبود. اما، این یک جمله را بگذارید همینجا بگویم، باد کرده توی گلوم. بلاگرها آدمهای باهوشی هستند. دقیق و باهوش. با کلما

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 10 تير 1396 ساعت: 11:27

همسایه گرامی؛ بنده اگر ریه داشتم، شخصا دوسیبآلبالو را ترجیح میدادم، و اگر درس نداشتم قطعا خودم پدر موسیقی را درمیآوردم.

لذا، تنهایی قلیان بکشید، تنهایی موسیقی گوش کنید، و آن فیلم مبتذل -زیر پای مادر- را تنها ببینید. صدای تیتراژ و موسیقی متنش دیوانهام کرد.

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 6:26

میگم دستتون نمیرسه میخواین خودم خودم رو بزنم؟

با تبر بزنم از دسط نصف بشم خیالتون راحت بشه؟

آدرس وب برای جواب دادن به کامنت بود دیگه.

مگه نبود؟

دیدم جوابتون "ممنونم" بود!

این هم که آدرس وب نمیخواست!!

کامنتی هم که بعدش ندادم

خواستم کامنت بدم دوباره وب رو ثبت میکنم!!!

حالا تبر رو ترجیح میدید یا اره برقیو؟

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 6:26

مامانم اینا رفتن قم. تنهام. دارم از شدت دلتنگی برای چایی میمیرم ولی حالشو ندارم درست کنم.

به دیدنم که میای، برام به جای شراب، چایی بیار، که مزه مزه کنم، نفس کشیدنتو.

آه، لعنتی، نفست بوی چایی عطری میده. چمیدونم، بوی شراب میده. بوی مستی میده.

حالا ما که مؤمن نیستیم ولی میفرماد: الشای خمر المؤمنین..

بیا ما رو مؤمن نفست کن، تا نرفتیم مست و پاتیل بشیم..

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 13:45

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 13:45

صفحه بندی